عمومی(عکس برتر4)



روزگاري در جزيره اي دور افتاده تمام احساس ها در كنار هم به خوبي و خوشي زندگي مي كردند.
خوشبختي ، پولداري، عشق، دانائي ، صبر، غم ، ترس . . . هر كدام به روش خويش مي زيستند. تا اينكه يك روز دانائي به همه گفت : هر چه زودتر اين جزيره را ترك كنيد زيرا به زودي آب اين جزيره را خواهد گرفت اگر بمانيد غرق ميشويد.
تمام احساس ها با دستپاچگي قايقي هاي خود را از خانه هاي خود بيرون آورند و تعميرشان كردند و پاروزنان جزيره را ترك كردند . در اين ميان عشق هم سوار قايقش بود اما به هنگام دور شدن از جزيره متوجه حيوانات جزيره شد كه همگي به كنار جزيره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودند و نمي گذاشتن كه او سوار قايقش شود.
عشق به سرعت برگشت و قايقش را به همه حيوانات و حشت زنداني شده سپرد . آنها همگي سوار شدند و ديگر جايي براي عشق نماند . قايق ها رفتند و عشق تنها در جزيره ماند. جزيره هر لحظه بيشتر به زير آب فرو مي رفت و ترس جزيره را ترك كرده بود . فرياد زد و از همه ي احساس ها كمك خواست اما كسي به كمكش نرسيد.
در همان نزديكي قايق ثروتمندي را ديد و گفت :ثروت عزيز به من كمك كن ثروت گفت : متاسفم قايقم پر از پول و نقره و طلاست و جائي براي تو نيست.عشق به غرور رو كرد وگفت : مرا نجات مي دهي ؟
غرور پاسخ داد: هرگز تو در آب تر شدي.
عشق رو به غم كرد وگفت : متاسفم دوست خوبم من به قدري غمگينم كه ياراي كمك به تو را ندارم.بلكه خودم احتياج به كمك دارم.
در اين حال خوشگذراني و بيكاري از كنار عشق گذشتند ولي عشق هرگز از آنها كمك نخواست. از دور شهوت را ديد و به او گفت : آيا به من كمك ميكني؟ شهوت پاسخ داد: البته كه نه ! سالها منتظر اين لحظه بودم كه تو بميري . يادت هست هميشه مرا تحقير مي كردي و همه ميگفتند كه از من برتري ، از مرگت خوشحال خواهم شد.عشق كه نميتوانست نا اميد باشد رو به سوس خدا كرد و گفت خدايا مرا نجات بده.
ناگهان صدائي از دور به گوشش رسيد كه فرياد مي زد نگران نباش ، تو را نجات خواهم داد. عشق به قدري آب خورده بود كه نتواست خود را روي آب نگه دارد و بيهوش شد. پس از به هوش آمدن خود را در قايق دانائي يافت.
آفتاب در آسمان پديدار شد و ديا آرام تر شده بود . جزيره داشت آرام آرام از زير هجوم آب بيرون مي آمد و تمام احساس ها امتحانشان را داده بودند . عشق برخواست و به دانائي سلام كرد و از او تشكركرد . دانائي پاسخ داد : من شجاعتش را نداشتم كه به نجات تو بيايم.
شجاعت هم قايقش از من دور بود و نمي توانست براي نجات تو بيايد . تعجب مي كنم تو بدون من و شجاعت چطور به نجات حيوانات و وحشت رفتي ؟ هميشه مي دانستم درون تو نيروئي هست كه در هيچ كدام از ما نيست . تو لايق فرماندهي تمام احساس ها هستي.
عشق تشكر كرد و گفت : بايد بقيه را هم پيدا كنيم و به سمت جزيره برويم ، ولي قبل از آن مي خواهم بدانم چه كسي مرا نجات داد؟
دانائي گفت : زمان
عشق با تعجب گفت : زمان؟
دانائي لبخند زد و گفت : بله ، چون اين فقط زمان است كه مي تواند بزرگي و ارزش عشق را درك كند.
دلم با عشق تو عاشقترین شد تمام لحظه هایم بهترین شد
ولی بیمهریت كار دلم ساخت دل تنهای من تنهاترین شد

در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد."هانس نوون

ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." : سام کین

چرچیل:سخت ترین کار محکوم کردن یک احمق است

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.باید اینگونه نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجبار است
برای اولین بار در سال ۱۹۸۶ بود که دو جوان پاکستانی اعلام کردند برنامه ای نوشته اند که در قسمتی از یک دیسکت قرار میگیرد و این توانایی را دارد که در حافظه کامپیوتر مقیم شود و خود را در هر دیسکتی که پس از آن در کامپیوتر بگذارند کپی کند . این قابلیت که برنامه خود را کپی می کرد، آنها را به این سمت هدایت کرد که نام برنامه خود را ویروس بگذارند . این ویروس بی خطر بود و تنها بر چسب دیسکت را عوض می کرد .
یک سال بعد ، یک برنامه نویس دیگر به نام سوبودا اعلام کرد که ویروسی در یک برنامه به نام چارلی پیدا کرده است . این ویروس باعث می شد که کامپیوتر بعد از ۸ بار بالا آمدن reset شود .
در پاییز سال ۱۹۸۶ یک دانشجوی الکترونیک دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در
پروژه دکترای خود تحقیقات بسیار جالبی انجام داده بود . شاید کسانی که در
جلسه دفاع پروژه او شرکت کردند ، نمی دانستند آن چه خواهند شنید مبنای
فعالیتهای ضد اخلاقی و اخلاقی فراوانی در سالهای بعد خواهد شد . دکتر فرد
کوهن در پروژه دکترای خود اثبات کرده بود که نمی توان یک برنامه جامع نوشت
که با نگاه به یک فایل و یا یک دیسکت با احتمال ۱۰۰ درصد بتواند تشخیص دهد
که ویروسی در آن وجود دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر ، هیچ ضد ویروسی نمی
توان نوشت که صد درصد بتواند همه ویروسها را پیدا کند . او همچنین خود یک
ویروس نوشت و سرعت انتشار آن را شبیه سازی کرد و نشان داد یک ویروس چقدر
سریع می تواند رشد کند و انتشار یابد.
یکی از قانونهایی که برای
انتشار ویروس لازم است . این است که ویروس خیلی سریع خرابکاریهایش را آغاز
نکند . علت هم واضح است . زیرا ویروس معمولا فقط قبل از خرابکاری می تواند
دیسکتهای دیگر را آلوده کند و از این طریق به کامپیوترهای دیگر سرایت کند
. اگر به سرعت کامپیوتر میزبان را مورد حمله قرار دهد ، کاربر متوجه می
شود و احتمال سرایت کم می شود .
به هم خاطر بیشتر ویروسهای موفق ! ویروسهایی بوده اند که بعد از مدتی سکوت اجرا می شدند . مثلا ویروس Lehigh به این علت که فقط پس از ۴ بار اجرا شدن به میزبان حمله می کرد نتوانست زنده بماند. هر چند ویروس مهلکی بود و می توانست تمام هارد را پاک کند . درهمان زمان ویروسی به نام سوریو (اگر از آخر بخوانید ویروس می شود ) نوشته شد که فایلهای com را مورد حمله قرار می داد . سوریو ۲ فایلهای exe و سوریو ۳ به هر دونوع فایل حمله می کرد چهارمین کار نویسنده این ویروس ، که احتمالا دانشجوی دانشگاهی در بیت المقدس بود . ویروسی به نام اورشلیم بود که در سیزدهم هرماه اگر روز جمعه به تمام فایلهای com و exe حمله می کرد و آنها را پاک می کرد این ویروس به فایل اصلی سیستم عامل Dos یعنی command.com حمله نمی کرد ، چون آن روزها مردم عادت کرده بودند از ترس ویروس ، مدام این فایل را چک کنند (ویروسهای قبلی بیشتر به این فایل حمله می کردند ) نتیج این شد که ویروس اورشلیم هنوز هم زنده است . به تدریج ویروس نویسی گسترش می یافت و دانشجویان و متخصصین بیشتری طعم آزار دیگران را به روشهای تکنولوژیک می چشیدند . درهمین سالها روش جدیدی برای نوشتن ویروس ابداع شد و آن نوشتن ویروس به زبان رمز بود .
فرض کنید که برنامه ویروس شامل یک رمز گشا باشد به علاوه مقدار کد رمز شده که به این راحتیها نمی شود محتویات آن را فهمید قبل از این اتفاق ویروس کشها به دنبال الگوی خاص می گشتند و به راحتی آن را پیدا می کردند ولی با استفاده از رمز نگاری کد به رمز تبدیل می شود . در این حالت نمی توان ویروس را به راحتی تشخیص داد بلکه باید اول آن را رمز گشایی کرد و این کار مشکلی است .
در سال ۱۹۸۸ اولین ویروس کشهای تجاری به بازار آمدند و به قیمت ۵ تا ۱۰ دلار به فروش رسیدند . در همین سال ، ۲ نظر متفاوت در مورد ویروسها مطرح شد . از یک طرف ، شرکتی مثل IBM سرمایه گذاری زیادی را در جهت شناسایی ویروسها و روشهای از بین بردن آنها انجام داد و از طرف دیگر ، فرد مشهوری مثل پتر نورتن که از متخصصین قدیمی علوم کامپیوتر است ، در مصاحبه ای اعلام کرد که به وجود ویروسها شک دارد و گفت این حرف که ویروسهای کامپیوتری منتشر شده اند مثل کروکودیل در فاضلابهای نیویورک وجود دارد
ر سال ۱۹۸۹ ویروسهای جدیدی نوشته شد حالا دیگر متخصصین برای همدیگر بصورت پی در پی ویروس می فرستادند تا روی آن کار کنند و ضد ویروس بنویسند . در همین سال بلغارها و روسها نیز شروع به ویروس نویسی کردند .
در سپتامبر ۱۹۸۹ شرکت IBM ویروس کش خود را به همراه توضیحات کاملی برای تمام مشتریانش فرستاد و تعداد زیادی کامپیوتر برای اولین بار scan شد .
در سال ۱۹۹۰ ویروسهای رمز شده زیادی نوشته شد که به سختی پاک می شد . همچنین ویروس کشها به اشتباه ممکن بود فایلهای سالم را ویروسی اعلام کنند . همین روزها یک فرد بلغاری که هیچ وقت نامش کشف نشد ویروسی نوشت که به سرعت انتشار می یافت .
همچنین فایلهای پشتیبانی که برای روز مبادا کپی می شد را نیز ویروسی میکرد و به همراه ویروس ، برنامه ویروس را هم می فرستاد تا مردم و برنامه نویسهای عادی نیز ویروس نویسی را یاد بگیرند و با کمی تغییرات از روی آن ویروس جدیدی بسازند .
در سال ۱۹۹۰ و زمانی که مرکز تحقیقات ضد ویروس اروپا در هامبورگ افتتاح شد ۱۵۰ ویروس و کارخانه ویروس سازی بلغارستان در حال کار بود . مقدار ویروسها به سرعت در حال افزایش بود . به عنوان مثال در دسامبر ۹۱ تعداد ویروسها ۱۰۰۰ تا و در فوریه سال بعد یعنی فقط در فاصله دو ماه ۱۳۰۰ تا بود .
بزرگترین مشکل در این سالها این بود که تعداد کسانی که بتوانند یک ویروس را در عرض چند ساعت تحلیل کنند بسیار کم بود و زمان یادگیری نیز برای تبدیل یک برنامه نویس معمولی به یک متخصص ویروسی بسیار طولانی بود . دفعه اولی که یک متخصص اورشلیم را ببیند حداقل یک هفته طول می کشد تا آن را تحلیل کند و تنها پس از تحلیل صدها ویروس شاید بتواند اورشلیم را در یک ربع تحلیل کند . مشکل همین جا بود که ویروسها روز یه روز پیچیده تر می شدند و زمان لازم برای تحلیل بالا می رفت .
مشکل بعدی در اگوست همان سال به وجود آمد که یک سری نرم افزار بسیار شیک که کار کردن با آن نسبتا ساده بود ، بیرون آمد که به کاربران معمولی اجازه می داد ویروس بنویسند در عرض یک سال صدها ویروس با استفاده از این نرم افزار ساخته شد . در همین سال عده ای سعی کردند کلکسیون ویروس بفروشند . در امریکا جان بوچانان شروع به فروش کلکسیون ویروس خود به قیمت ۱۰۰ دلار کرد . او هنوز هم این کار را ادامه می دهد .
در سالهای بین ۹۰ تا ۹۵ هر سال تعداد ویروسها ۲ برابر شد . هر چند این روند در سالهای بعدی ادامه نیافت ولی در هر صورت تعداد ویروسها در هر سال زیادتر می شود . در حال حاضر دهها هزار ویروس وجود دارند .
عده ای در رویایشان یه نرم افزارهایی فکر می کنند که به قول معروف visual English باشند . یعنی یک برنامه تحت ویندوز که با واسط گرافیکی بسیار زیبا ، توصیفات مربوط به ویروس مورد نظر شما را به زبان انگلیسی بگیرد و ویروس تحویلتان دهد .
امروزه نسل جدیدی از ویروسها در دنیای کامپیوتر و ارتباطات ظهور کرده اند که به کرم (worm ) معروفند و قابلیت انتشار در شبکه های کامپیوتری را به طور وسیع و در مدت زمان بسیار کمی دارند . از معروفترین این کرمها که در سال ۲۰۰۲ شیوع پیدا کرد می توان به کرم معروف نیمدا (Nimda ) اشاره نمود .
برگرفته از شرکت طلايه داران http://talayehdaran.net/
پیر شدن پوست نیز همانند همه ی بیماری های پوستی دارای عواملی است که با
دوری از آنها می توانید همیشه پوست جوان و شادابی داشته باشید.
۱-
فقدان رطوبت: پوست خشک نه تنها ایجاد ناراحتی می کند ، بلکه بدلیل نبودن
آب کافی در سطح پوست ، آنزیم های پوست عملکرد صحیحی نخواهند داشت. در
نتیجه پوست نمی تواند به طور خودکار التهابات ناشی از آلودگی، مصرف قند
زیاد و نور خورشید را التیام بخشد. بنابر این استفاده از مواد مرطوب کننده
بسیار مهم است.
۲- آلودگی: آلودگی های موجود در محیط اطراف ارمغان
دنیای مدرن است و البته موثرترین دشمن برای سلامت و شادابی پوست می باشد.
تنها راه مقابله با این آلودگی ها استفاده از مواد آنتی اکسیدان دار می
باشد . این مواد از طریق رژیم غذایی مناسب مثل خوردن شکلات تیره، میوه ها
و سبزیجات به خصوص میوه های خانواده توت و انار و چای سبز حاصل می شود.
۳-
ژنتیک: سهم عمده ای از خاصیت و کیفیت پوست مربوط به ژنی است که شما از
والدین خود کسب کرده اید. و باید گفت که در این مورد نمی توان کاری انجام
داد. اما متخصصان سعی بسیاری در پیدا کردن این ژن موثر دارند.
۴-
دخانیات: دخانیات باعث از بین رفتن کلاژن – یکی از مهم ترین پروتئین ها ی
ساختاری پوست- می شود. و نتیجه آن بروز علائم پیری نظیر خط و چین و چروک
پوستی و عدم استحکام پوست است. همچنین مانع از خونرسانی کافی به پوست می
شود و در نتیجه انبوهی از آلودگی ها در سطح پوست باقی خواهد ماند و این
بهترین دلیل برای ترک سیگار است ، البته اگر به شادابی پوست خود بها می
دهید.
۵- خورشید: اشعه فرابنفش خورشید عامل تخریبی سلامت و جوانی پوست
است. این اشعه باعث ایجاد التهاب پوستی و تولید رادیکال های آزاد می شود
که کلاژن را تخریب می کند.بعلاوه عامل سرطان پوست نیز می باشد. تنها راه
مقابله با این عامل طبیعی اجتناب از قرار گرفتن مستقیم در معرض نور خورشید
است. استفاده از کرم های ضد آفتاب ، حتی زمانی که قصد خارج شدن از منزل را
ندارید نیز می تواند مفید باشد.
البته استرس، کم خوابی، ناراحتی هم نقش زیادی دارن
ویروسی تغییر یافته برای ساخت باتری هایی مورد استفاده قرار گرفته که می
توان در آینده آنها را برای به حرکت درآوردن اتومبیل ها و به کار انداختن
دستگاه های الکترونیکی به کار گرفت.
این امر توسط گروهی از دانشمندان
در دانشگاه MIT در آمریکا محقق شد که معتقدند سرعت و هزینه نسبتا پایین
تولید "باتری های ویروسی" احتمالا برای صنایع جذاب خواهد بود.
پروفسور
آنجلا بلچر که رهبری تیم تحقیقات را بر عهده داشت گفت: "موادی که ما
استفاده کرده ایم آنقدر قوی هستند که بتوان از آنها در باتری اتومبیل
استفاده کرد."
این گروه پژوهشگر اکنون در تلاش است باتری های با توان بالاتری تولید کند.
ویروس های باکتری خوار
باتری جدید ابعادی در حد یک سکه دارد
نشریه
ساینس (Science) که گزارشی از دستاورد جدید منتشر کرده، نوشته است که این
دانشمندان از ویروس ها برای ایجاد هر دو قطب مثبت و منفی باتری (کاتد و
آند) استفاده کردند.
وجود چهار عنصر عملکرد باتری را ممکن می سازد:
آند، کاتد، محلول رسانای الکترولیت که بین دو قطب جریان دارد و عایقی که
آند و کاتد را از هم جدا می کند.
یک باتری در اصل وقتی جریان الکترون
ها از قطب منفی به قطب مثبت از طریق محلول الکترولیت ایجاد می شود، انرژی
شیمیایی را به انرژی الکترو-شیمیایی تبدیل می کند.
دانشمندان دانشگاه
MIT یک باتری لیتیومی (Lithium-ion) مشابه باتری های عادی موجود در بازار
را تولید کردند با این تفاوت که از ویروس هایی که به طور ژنتیکی تغییر
یافته اند برای ایجاد آند (که حاوی بار منفی است) و کاتد (با بار مثبت)
استفاده نمودند.
ویروس مورد استفاده ویروسی از نوع ویروس های باکتری
خوار (باکتریوفاژ - bacteriophage) محسوب می شود که باکتری ها را آلوده می
سازد اما آسیبی به انسان وارد نمی کند.
یک کمک رسان اولیه برای محاسبات ریاضی بود تنها خصوصیت آن این بود که به حافظه افراد برای انجام محاسبات کمک میکرد .
این عنصر جادویی لگاریتم هر عملوند بود که عموما از یک فهرست کنده کاری شده گرفته شده بود. اما نپر به آن یک اختیار دیگر اضافه کرد چیزی که ارزشهای لگاریتم که بر روی عاجها کنده کاری شده بودند امروزه استخوانهای پنر نامیده میشوند.
اولین ماشین محاسبه چرخ دنده دار که واقعا ساخته شد احتمالا در ساعت محاسبه گر بود که به نام مخترعش ویلیام چیکارد نام گرفت.
سال ۱۶۴۲ بیلز پاسکال در سن ۱۹ سالگی پاسکالین را به عنوان یک کمک رسان برای پدرش که یک جمع اورنده مالیات بود اختراع کرد.پاسکال ۵۰ عدد از این دستگاههای چرخدندهای را ساخت ماشین حسابی تک کاره که فقط میتواست جمع کند. ولی به خاطر قیمت زیاد ان واینکه این دستگاه واقعا دقیق نبود.
تنها چند سال پس از پاسکال گات فراید ویلهم لیبنیز ( همکار نیوتون ) ساختن ماشین حساب چهار کاره ( جمع و تفریق وضرب و تقسیم ) را مدیریت کرد . که محاسبه گر پلهای نامیده شد . چون این دستگاه بجای چرخ دنده از طبلهای شیار دار دارای ۱۰ شیار که به ترتیب در پیرامون این طبلها چیده شده بودنداستفاده میکرد . همچنین این محاسبه گرپلهای از سیستم عدد ده دهی ( هر طبل ۱۰ شیار داشت ) استفاده کرد.
سال ۱۸۰۱ جوزف ماری جکوارد فرانسوی یک دستگاه بافندگی قوی را اختراع کرد که توانست بافندگیاش ( و تزئین روی پارچه روی یک الگو به طور اتوماتیک ) را بنیان گذاری کند. این دستگاه از روی کارتهای چوبی منگنهای که در یک ردیف طولانی به وسیله یک طناب به هم کمک میکردند میخواند.
سال ۱۸۲۲ یک ریاضی دان انگلیسی چالز پاپیج ماشین محاسبه گر بخاری را پیشنهاد کرد . این ماشین به اندازه یک اتاق بود که ان را موتور متفاوت نامید.این ماشین قادر به محاسبه فهرستهایی از اعداد بود مانند جداول لگاریتمی .او سر مایه و بودجه دولتی را برای این پروزه به خاطر اهمیت جداول عددی در کشتی رانی در اقیانوس که به وسیله ان تجارت ابی ونیز نیروی دریایی نظامیشان را ترقی میدادند جذب کرد .
بیج دلسرد نبود و با وجود این سراغ فکر بعدیش رفت . چیزیکه او آن را موتور تحلیلی نامید . این وسیله به اندازه یک خانه بزرگ بود و به اندازهٔ ۶ اسب بخار قدرت داشت . که چون این دستگاه به خاطر تکنولوزی کارتهای منگنهٔ جکوارد قابل برنامه ریزی بود هدف کلی تری داشت .
موفقیت بعدی در آمریکا رخ داد .دولت آمریکا مجبور بود هر ۱۰ سال یک بار اماری از تمامی ارای شهروندان آمریکایی برای تعیین نمایندگان مجلس بگیرد . واین کار بسیار به طول میانجامید برای همین مجلس جایزهای برای مخترعی که بتواند برای انتخابات سال ۱۸۹۰ دستگاهی اختراع کند قرار داد . که این فرد کسی نبود جز هرمن هلدریت کسی که به طور موفقیت امیزی کارتهای منگنهای جکوارد را برای شمارش آرا به کار گرفت .
رایانه یکی از دو چیز برجستهای است که بشر در سدهٔ بیستم اختراع کرد. دستگاهی که بلز پاسکال در سال ۱۶۴۲ ساخت٬ اولین تلاش در راه ساخت دستگاههای محاسب خودکار بود. تا کنون پنج نسل از رایانهها ساخته و عرضه شدند.کامپیوترهای الکترونیکی و کامپیوترهای مکانیکی اولیه به این خاطر نام گرفتند که کارهایی را که قبلا انسانهای کامپوتر اختصاص داشت انجام میدادند .کامپیوتر اصالتا یک عنوان شغلی بود و به کسانی گفته میشد که کارشان این بود که محاسبات برای چیزهایی مانند فهرستهای کشتیرانی و جداول جزر و مد و موقعیتهای نجومی نیاز بودند.تصور کنید که شما ساعتی پس از ساعتی و روزی پس از روزی هیچ کاری جز محاسبه کردنهای بی شمار را انجام نمیدادید . و حتی در بهترین روز هایتان شما نمیتوانستید جوابها را خیلی تند ارائه دهید . بنا براین مخترعین صدها سال به جستجو پرداختند تا راهی برای مکانیزه شدن پیدا کنند . به این معنی که دستگاهی اختراع کنند تا این کار را انجام دهد .به دنبال انسانهای کامپیوتر نوعی کامپیوتر عملگر آمد .
تو به من خندیدی
و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچهی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالها هست که در گوش من آرام، آرام
خشخش گام تو تکرارکنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم،
که چرا خانهی کوچک ما سیب نداشت؟
جوابیه:
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی که باغبان باغچه ی همسایه
پدر پیر من است!
من به تو خندیدم
تا که با خنده ی تو
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت:برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه ی تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز
سال هاست که ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض نگاه تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم:
که چه میشد اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت؟شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همین!!
وقتی که بارون میزنه خاطره عشق منه
تنگ غروب آسمون لحظه تلخ رفتنه
چشمای تو بارونیه اشگهای من پنهونیه
شبهای عشق و عاشقی
شب به خاطر موندنی
حرف قشنگ اون شبها
تو عشق اول منی
گذشته های عشق ما هر روز و شب به یادمه
تو خلوت فاصله ها سکوت تو فریادمه
به یادته اون شب دلت شکسته بود و بی پناه
نشسته بودیم من و تو به زیر چتر نور ماه
به یادمه اون شب چشات مثل گل بارون زده
به چشم من زل زدو گفت تو قلبتو به من بده
تو قصه هات پر از غمه
روزه خوشت خیلی کمه
حتی اگه نباشی نازنین