وفا
**** من در هوای دوست گذشتم ز جان خویش
دل از وطن بریدم و از خاندان خویش
در شهر خویش بود مرا دوستان ، بسی
کردم جدا هوای تو از دوستان خویش
من داشتم به گلشن خود آشیانه ای
آواره کرد عشق توام ز آشیان خویش
میداشتم گمان که تو با من وفا کنی
ور نه برون نمیشدم از بوستان خویش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:7 توسط بهاره
|