عشقم خدانگهدار

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۸ ساعت 13:26 توسط بهاره
|
از نبودنت می ترسم وقتی تو نگام نشستی
آخه تو شدی تمام رگ و پوست و هر چی هستی
آخه حس رفتن به من حس مرگ و می ده
تو برو غمت نباشه مرگه یه برگ و کی دیده
به جون هر چی ستاره است می خوامت هر لحظه هر بار
اما تو هستی و نیستی اینه راه و رسمه اجبار
بی تو زندگیم چه سرده قصه هام قصه درده
تک درخت سبز عشقم بی تو روحه و زرده
نیستی ببینی غروب سردم و شکسته غصه
خلوت دردم و نیستی ببینی بی تب و تاب و گم
نیستی ببینی سنگ صبورم و رفتی و تنهام
چه سوت و کورم و نیستی ببینی از خودمم دورم
شیطنت های نگاهت وقتی میشه اینه دق
بگو کی رسید به داد دل بی قرار عاشق
هر کی آخر کسی هستی رفتی تو عمق وجودم
دارم از عشقت می سوزم کاشکی عاشقت نبودم