دنيا دلم گرفته
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خيال پياله مي ديديم
دستهامان خالي
دلهامان پر
گفتگوهامان مثلاً يعني ما
کاش مي دانستيم هيج پروانه اي
پريروز پيله گي خويش را به ياد نمي آورد
حالا مهم نيست که تشنه به روياي آب مي ميريم !
از خانه که مي آيي
يک دستمال سفيد ، پاکتي سيگار ، گزين شعر فروغ
و تحملي طولاني بياور
احتمال گريستن ما بسيار است !