فرياد
چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن *
به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن*
به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن*
در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند *** گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
از میان جمع یاران من چه تک افتاده ام قطره ای اشکم که از چشم فلک افتاده ا م
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست *****در هر قفسی کلید امیدی هست
روی هر شانه سری وقت وداع می گرید سر من وقت وداع گوشه دیوار گریست
من به آمار زمین مشکوکم، اگر این شهر پر از آدم هاست، پس چرا این همه دلها تنهاست
هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهموم نگاهت را نمی فهمد گریان نکن
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 22:46 توسط بهاره
|